تبليغاتX
×...شعر و ادبیات پریس جنیفر...×..پری مثل
×...شعر و ادبیات پریس جنیفر...×..پری مثل
اینجا سرزمینی دور از هفت آسمان است
برای تو ( برای تو )

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irسلام یه خبر............................................... بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

دوستای مهربونم

 

مادر جونم از سفر میاد

 

یکشنبه پیشمه

حالا که آپ شدم یه شعر هم مینویسم

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 خواهم آمد

و تو می بینی

از راهی نه چندان دور

شاید از نزدیک ترین دریچه ای که به سوی قلب بزرگ تو باز شده

و تو احساس می کنی

تمام احساسم را قلمی می داند که در دست دارم

خواهم نوشت

 فقط برای تو...

و تو می شنوی

صدای نفس ها...

صدای بال های پروازم را...

و می سوزم

به یاد شمع هایی

 که در باد سرد و خاموشند.

خواهم آمد

و تو لبخند می زنی

به احساسم...

به چشمانم...

به پروازم...

به آن شمعی

که خاموش است.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

این انتظارمون هم داره به پایان نزدیک میشه

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

من خیلی خوشحالم

از همتون ممنون که با من همدل بودید

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

Click to view full size image 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

گنج بی رنگ ( گنج بی رنگ )

 

 

ما در این عالم پر رنگ 

به هر رنگ شدیم 

شاد بودیم و به هر غم 

دردناک ترین 

غصه شدیم 

همچو خورشید در میان 

شب و ظلمت  

مردیم 

عشقمان رنگ دگر پیدا کرد 

قلبمان رنگ به رنگ 

صد رنگ ماند 

قرمز و مشکی و آبی 

تا افق محو شدیم 

چه خیالی در سر ما برجاست؟ 

چه نیازی در دل ما مانده ست؟ 

همه را رنگ و ریا با خود برد! 

قصه ی شادی ز هر غصه ی ما 

قصه ی خورشید میان ظلمت ما 

تا در آن دم 

که در پی صد رنگیم 

به آخر نرسد...  

ما در این عالم پر رنگ 

به هر رنگ شدیم 

جستجو کن  

چون که ما گنج شدیم

 

 Click to view full size image

سروده شده از پریس جنیفر (پری مثل)

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

در وصف تو ( در وصف تو )

 Click to view full size image

من آن بارانم

که بهارانم

می رقصم و می خوانم

من آن خورشیدم

که تابستم

می خندم و می سوزم

من آن برگم

که پاییزم

می میرم و می ریزم

من آن کوهم

که زمستانم

می ترسم و می لرزم

من آن بادم

که با هر رعد

زنم باران شوم رعنا

من آن تک درختم

که از آزادگی سروم

من آن دشتم

که با گلها

شوم گلزار

من آن گل سرخم

که گلگونم

من آن آسمانم

آبی و پاکم

من از هوای کویرم

من آن ستاره ام

که درخشانم

من آن ماهم

که مهتابم

من آن عشقم

که دیوانه که مجنونم

من آن شعرم 

من آن شعری که شاعرها

مرا در وصف تو

خواندند...

 

 

دوستان مهربان ممنون با نظرتون باعث بیشرفت من می شوید

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

غم ( غم )

 

 Click to view full size image

بعضی وقتا

 آدمها با خنده هاشون

گریه می کنن

کسی حتی حرف دلشون رو

 نمی تونه بشنوه

 Click to view full size image

وقتی گریه تنها راه غمه

اونو برای خودشون قصه می کنن

وقتی قصه های غمشون

غصه بشه

کسی نیست جز خدا

که براش دردودل کنن

 

این هم یه شعر غمگین چون  یه دنیا دلم گرفته

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

شعر های این وبلاگ از سروده های خودمه و فقط واسه دلم شعر می نویسم 

 

به وبلاگ من خوش اومدی

 

 


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

گمگشته ( )

 

چراغ ها خاموش است

و من تنهای بیدارم

 

چه تلخ...

که ساعتها هم دیر میگذرند

 

چه بیهوده...

وقتی در تاریکی ذهن مینویسم

 

رویای من بخواب

که در آغوشت احساس آرامش کنم

چه زیبا...

به خواب خواهم رفت

 

چه دور...

این راه دشواری که ناپیداست

 

به دنبال کفشهایت می گردم

تا..شاید

ردپاهایت را پیدا کنم...

 

تو از کجا آمده ای...؟

وبه کجا خواهی رفت...؟

 

در این شهر

آیینه ها من را از خود

زودتر می بینند

 

و خط عابران پیاده

از سپیدی محو میشود

 

راه خود را گم کردم

من گمگشته ای دارم...!

 

هیچ کس دستهایم را نمی گیرد

 

این جا شاعران را نمی شناسند

شعر هایم کوله بار سفرم بود

 

این جا حرف زدن ممنوع است

چگونه نامت را فریاد بزنم

 

برگرد...

اگر چه..تلخ...بیهوده..دور

 

برگرد که هنوز دلتنگ و بی تابم

 

نمیدانم بیدارم یا هنوز در خوابم...؟

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

هوای دل ( هوای دل )

 

 

 

در سکوتهایی که

 

 

معنای صدا را می دهند

 

 

دلم برایت تنگ می شود

 

 

و نگاهت را

 

 

 در هوای دلم

 

احساس می کنم

 

 

با این که

 

 

همیشه و تا ابد

 

 

درون قلبم جای داری

 

 

اما...اما...بازهم

 

 

در تنهایی هایم

 

 

وقتی به نبودنت

 

 

می اندیشم...

 

 

 تنها تر خواهم شد

 

 

دوستان مهربان تمام اشعار این وبلاگ از سرو ده های خودم هست 

 

 

 

 از نظرات شما ممنونم

 

س:پ:م ( پریس جنیفر)

 

 

 

از دوستان خوبم

 

خاطره

 

ابراهیم

 

منصور

 

نادر

 

نازنین و علی

 

محمد

 

و...تشکر می کنم

 

 

ممنون که با من هم دل و مهربان هستید

 

 


+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

انتظار ( انتظار )

 

بی تو تنهایی قرار از من ستاند....جان من را هر دمی بر لب رساند...بی تو هر روز از خزان پژمرده تر....بی تو از دیروز من درمانده تر


" دوستت دارم="_برای تو">پریس جنیفر



کاش نگاهت را

 

دیروز فراموش می کردم

 

تا امروز

 

برای فردایم

 

دل تنگ تو نمی شدم

 

اکنون بی حضور تو

 

امیدی به فردا نیست

 

مگر...!

 

انتظاری سخت...

 

 

 


کی از تو مهربونتره وقتی قلبا بی کسن با شوق حس عطر تو تازه میشن هر نفسم عشق منو پیدا بکن از نامه های گمشده شاید بفهمی این دلم از  خود چرا بیخود شده

 






 

دوستت دارم

 



 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

مادر روزت مبارک ( مادر روزت مبارک )

 

 

سلام دوستای مهربون

 

Click to view full size image

امروز آپ کردم که روز مادر رو به همه تبریک بگم

 

 

مادر یه فرشته آسمونیه

 

نه...بهتر از همه دنیاست

 

 

من نتونستم امروز هیچ شعری بنویسم

 

آخه شعرام از روی ماهش شرمنده نگاش میشن

 

 

 

خیلی دوستت دارم مامان گلم

 

مامان جون داره ۱۳ از پیشم میره

 

می خواد بره یه جای دور...یه شهر دیگه...یه کشور دیگه

 

و یه ماه دیگه بر میگرده

 

من دلم براش خیلی تنگ میشه

 

نمیدونم چه جوری طاقت بیارم این همه دوری و دلتنگی رو

 

همه گلای دنیا از دوریت پرپر میشه

 

تو رو خدا زود برگرد مامان خوب و نازم

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط پریسا (س:پ:م)پری مثل |

مطالب پيشين


آزاد می نویسم
بهترین وبلاگ ایرونی


قالب و كدهاي جاوا
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه