تبليغاتX

” rel=”shortcut icon” /> شعر و ادبیات پریس ♥ پری مثل

شعر و ادبیات پریس ♥ پری مثل

اینجا سرزمینی دور از هفت آسمان است ♥ سیده پریسا میرنظامی

از دل به قلم ( شعر نو پری مثل )

تمامي اشعار اين وبلاگ از سروده هاي سيده پريسا ميرنظامي است

th8761737vniwmoqh1kx.jpg

تمامي اشعار اين وبلاگ از سروده هاي سيده پريسا ميرنظامي است


برچسب‌ها: شعر نو پری مثل
+ نوشته شده در 90/10/23 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥


حس دلتنگی

gswzbv0txx4appwepb0y.jpg


من خوبم

فقط کمی دلتنگم

 و این بهار را دلگیرم

مثل من حال و هوای سرودن ندارد

تو کجایی...؟

حس دلتنگی درد دوری را سخت میکند

همان پرنده ی بی آشیانه ام هنوز

باران بهاری ببار

من خوبم

شاید بهتر از این نمیتوانم باشم

و مهر سکوت میزنم بر لبانم

تا شعر با اشکی از آسمان بیاید

من خوبم

فقط کمی تا بعد

دلگیرم



برچسب‌ها: حس دلتنگی
+ نوشته شده در 91/02/28 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


بیداری

okrsi1uk9xq4y45xg9j3.jpg

دور تر از باور

هفت آسمان است...

تو به کدام آسمان می نگری...!

 من در همین نزدیکی سرگردانم

به آسمان بگو خواب می بینم که بیدارم

و سقوط کرده ام بار ها در خودم

با هر نفس به یادت فکر میکنم

به شوق تو از فاصله خواهم گذشت

تو به کدام آسمان می نگری...!

روزی تویی

که سرگردان منی

باور کن

اینجا دور تر از هفت آسمان است


+ نوشته شده در 91/02/09 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


به زودی

سلام به همه دوستان

مدتی نتونستم که به همتون سر بزنم

اما به زودی با شعر جدیدم با خواهم گشت و حتما جبران میکنم

ممنون بابت همه اونهایی که با نظرشون باعث دلگرمی من شدند

با آرزوی روزهای شاد برای همه

موفق باشید


+ نوشته شده در 91/02/05 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥


رقص بی تو

0ia38t87ya1v3qgpqloc.jpg

دستی بکش روی پیراهنم

دلتنگی را از جانم لخت کن

که من هیچ...

دنیا هم دلتنگ است

و لباسی دیگر اندازه ی دل نیست

با لبخند تو مستم ُ جامی بگردان

که در بغض فرو خورده ات سکوت می رقصد

حرفی از بودن خودت بزن

این دل دیوانه است

چه غمگین و چه شاد برایت میرقصد

تو شعری نو از کتابم ورق بزن

که این دل دیوانه است

بی شعر و بی کلام برایت میرقصد


+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


دیر امدی

uhlsbqqfh8ufl189b7cu.jpg

همان جایی که رفته بودی

تنها تر از خلوتی که با تو داشتم

اشکهایم غصه ای را تلخ میخوردند

...

همان جایی که رفته بودی

گوشه ای دنج دورتر از خیالت

آرام نفس میکشم

  ... 

به یادت

روزها

ماه ها

شاید سالهاست

دیر میگذرد زمان جدایی

...


تو آمدی ... !


 نیمه شب ُ بی خوابی

وقتی نبودی طعم بدی داشت

قهوه را شیرین برایم بریز

 ...

ویک پیک شراب

وقتی نبودی به سلامتی تو به بی وفایی

باز همان انگور قرمز

...

بنوش نبودنت را

ببر عطر دلتنگی تنم را

همان جایی که بودی

 ...

تو امدی اما دیر...

چطور یادت بود هنوز

از همان دری که امدی

روزی مرا جا گذاشته بودی...؟

 


boy9d2kyrmt4qux8w4q.jpg

+ نوشته شده در 90/12/11 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


خیال آشفته

ejtg8sxb2o66ay8b4wne.jpg

شاید منم مثل تو باشم

آشفته خیال تو را داشته باشم

تنهاییم را سردتر با ترس فردا بخوابم

پناه گرم دستانت را نداشته باشم

...

تنهایی همدرد شب نشین ترس من است

اشک هم نامرد تر از گله های بغض من است

...

وای بر من تو را کم داشته باشم

امشب باز تو را گم کرده باشم

آشفته خیال میکنم

سکوت تنهایی من همیشه خالی نیست

راستی ، گم شده ات کیست ؟ کجاست...؟

چشمهایت را نبند و آرام بگو

شاید  او را میشناسم

و تو سکوت میکنی

 خیره در چشم منی...

+ نوشته شده در 90/11/27 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


دلتنگم

ximfxsg9ki9qown3yxj.jpg

موهای پریشانم باز تاب میخورد

 بر سر انگشت  خاطرات

  روی شانه هایم و میان باد

...

پری مثل

تو را باید جست در مه زاد صبح دم

میان ابرهایی که نزدیک به هوای زمین اند

نمیبارد، آرام محو میشود

یک شبنم سرد

روی گلبرگی مینشیند

...

تو را باید پیدا کرد

میان تمام دلتنگی و تنهایی خودت

میان وسوسه باد

و جای سر انگشت خاطرات

...

کلاغ قصه ها  بی غصه 

حقیقت و دروغ یک معماست

که به خانه اش نمیرسد

...

تو باز هم بی قافیه  ،

ترانه ام  بودی آخر این داستان

دلتنگ و تنها مانده ام

گم شده ام را به من بازگردان


+ نوشته شده در 90/11/06 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


به اشتباه

jf85np926gpa0iz7k723.jpg

گاهی  به اشتباه خواب تو را میبینم

کابوس تنهایی من

 شبیه   نام و نشان توست

گاهی اسم تو را بارها به اشتباه  صدا میکنم

و عادت  فراموشی تو

همیشه تکرار  تلخ ترین

 حادثه هاست برای من

گاهی گریه بعض می شود

نه میبارد ...  نه حرف میزند 

و کاری به حال و روز من ندارد

بغض فقط به اشتباه  در گلو میشکند

و گاهی در  خاطرات  یا د آور

روزهای بدون توست


+ نوشته شده در 90/10/19 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


اشک می چکد

u4fbv61niyzn11gk5oi.jpg

رفت

بی معرفت رفت

اشک خودش چکید

خودش آمد 

خودش جای خالیت را بدرقه می کرد


بمان

مرا اندوه... مرا بغض... مرا درد


-  نـــــــه بایـــد رفـــــت...



رفت...

دل ، دلزده از عشقت

درد کشید

خودش رگهایم را به گلویم می فشرد


گاهی تقدیرت چنین میخواهد

برو


و به سادگی رفت


یادت باشد

دست من و تو نیست

اشک بخواهد خودش می آید

خودش جای خالیت را از یاد می برد



+ نوشته شده در 90/09/20 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


نیمه لبخند ماه

pr8r70bdxusos2aty2.jpg


شب ، نقابی از ستاره می زند

 و ماه نیمه

لبخند


شب که می رسد

 درخیال تو تمام میشود بودنم


 مسافر رها شده

 به تو فکر میکنم

ماه مرا دنبال میکند

 در سفرم

رو به راهی که تو رفته ای

گاهی دلگیر تر از آنم


 پشت نقاب شب

فصل سرد امروز است

 پرنده ی خوش خوان

 همای سعادتم می آید

 چه خوب شد که تو شاعر نیستی


 دلگیرم

 دلگیرم

 امشب لبخند به ماه نمی آید

+ نوشته شده در 90/09/09 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


ترانه ی باران

4wsi644n4zjye86en9kd.jpg

خوابیدی هنوز

کنار آغوش گرم خیالم

همین نزدیک

اطراف ترک خوردن مهتاب

ترانه ام باش امروز

کنار آوای باران پاییزم

همین نزدیک

اطراف تب خواستن خودت

ابری باش حالا که آسمان میخواهد

پاک باشد

تو  اشکهایت را پنهان نکن

ببین

من از همان نزدیکی دریا

قطره ای از بارانم و میبارم

باید آسمان بغضش را با صدای ابری فریاد میزد

باید ترانه ام  می شد امروز

باید برای دل من فقط یک بار هم میبارید

یک بار میشکست

همیشه شکستن سخت نیست

و این ابری که میبارد

دلش جای دل من نیست

و دلتنگ نیست

...

بیدار شو

از خواب پاییزی من

مهتاب یخ  زده،  خیال تو تب دارد

سلام بغض سکوت

ترانه ی باران

حالا سبک تر از منی

همین نزدیک

قطره ای از چشم تو

 دلتنگ است

شاید به یاد من می بارد

یک ابر

+ نوشته شده در 90/08/14 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


عادت

ti10lr6vgt90s4o80gh.jpg

حس سرودن شعرهایت

زیبا تر از پیش است

نمیدانم

برای تلخی رفتن من است

یا نگاهی را دوست داشتی و رفته است...!

بخوان

که صدایت عاشقانه تر شده است

نمیدانم

برای بغض بی خداحافظی من است

یا صدایی

سلامی را بی جواب گذاشته و رفته است...!

برو

کوله باری ببند پر از ارزوهای روزهای شاد


تو مرا ترک میکنی

و می دانم

به تلخی کام سیگارت

بوی همان دلبستن

بوی بد عاشقی میدهم


برو
تو مرا ترک کن

مانند همه عادت های بدی که کنار میگذاری هستم

می روی

اما هنوز صدایی در گوشم آشناست

حلالم کن

که چه بیهوده تو را می خواستم


سرمست نباش

از امروز... از هنوز...

من تعبیر بد خواب اسمانم

و تمام خاطراتمان را دور ریختم


ترانه ای برای او از روی عادت نخوان

از شبی میترسم که صدایت دور شود

برود از گوشش

کسی که من نمیشناسم


+ نوشته شده در 90/07/21 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


دل سرد

k37tqs7ny18vsjna5yqr.jpg

اینجا

که ساحل تنهایی تو نیست

قایقت را بردار

اینجا به جز اشک های من

بارانی نمی بارد

بر تن زخمی تو

...


اینجا ابرهایش وقتی می بارند

نم نم بر روی دستانم

لمس میشود

لحظه ی دیدن تو

...


نه این که بخواهم منکر همه چیز باشم

نــــــــــــــه نیستم


و هنوز عاشقانه تو را دوست دارم

به احساسم لعنت که منکرش باشم

...


اینجا خورشید هم گمان میکند اشتباه آمده است

و افق را نیمه تمام میگذارد


نه این که من دریایی از طوفان باشم

نـــــــــــــه نیستم


فقط شاید

گاهی

تنهایی

چاره ای باشد

برای دل کندن

...


اینجا مثل همیشه پاییز

 درختی برای برگ هایش خانه تکانی میکند

خودش میریزد و می بازد  و میخوابد


نه این که بگویم من برگی لا به لای هجوم باد میچرخم

نـــــــــــه نیستم


همین که در تنهایی خیال تو  سرد هم باشم

برایم کافیست


...

اینجا

که ساحل تنهایی من است

هنوز قایقی جا مانده است

و بارانی نم نم می بارد

کسی انکار نمیکند احساسش را

و خورشید گاهی دلیل آمدنش را می داند

پاییز در بدر برگهایست که با هجوم باد می روند

...


اینجا قایقی هست...

موجی می رسد،  تکانی میخورد

من از تو دارم همین

یادگاری تو



+ نوشته شده در 90/07/07 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


چند وبلاگ فعال من

+ نوشته شده در 90/07/05 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥


<♥> روزی که آفتاب هست و شبی که مهتاب

j7cahdyvdoqf8m0cfur.jpg

نگران نباش

کسی نگران حال من نیست

این روزها آفتاب هست

 اما من خورشیدم را گم میکنم

 و باز دلم بارانیست

من هر روز بی سایه تنهایی خود را قدم میزنم

دست دلتنگی هایم را محکم نگه میدارم

تا تنها دلخوشی هر روز بی خورشیدم

همین گلایه های عاشقانه ام باشد

که از لبهای من زمزمه میشود

<♥>

نگران حال من نباش

این شبها ستاره ها زیاد  میدرخشند

اما من یک ماه می شناسم

و باز هم دلم  با مهتاب روشن می تپد

من هر شب با یاد رویای فردا میخوابم

تا تنها دلخوشی هر شبم

خواستن تو باشد

<♥>

تنها تویی

كه از لب من

شعر می شوی
<♥>

دیگر نگران نباش

دلی که عاشق باشد

شب و روزش همین میشود

هر كس كه شعری باشد که عاشقانه نیست...
gs4p890e32oko5co6d9b.jpg
 

سلام به همه دوستهای خوبم که میان اینجا و با نظرشون باعث دلگرمی من میشن

20 شهریور تولد وبلاگم هست... خیلی از دوستهام تو این 5 سال اومدن و پیشم و رفتن و دیگه هم برنگشتن

چند نفری از اون دوستهای قدیمی که دارم بیشتر کنارم نیستن

هر جا هستید روزهای خوبی داشته باشید

باید بگم که من فقط و فقط به خاطر دوستهای خوبی که تو این مدت و اینجا پیدا کردم و اومدن پیشم و از حرفاشون و ... استفاده کردم تونستم این وبلاگ رو تا الان نگه دارم

امیدوارم فرداهای خوبی داشته باشید دوستان

دلم برای اونایی هم که نیستن تنگ میشه


+ نوشته شده در 90/06/16 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


دوست قدیمی


(شعری برای دوستی که تنهام نذاشت.../




ادامه مطلب
+ نوشته شده در 90/06/11 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥


ققنوس

  
lopc9cd5f7csiswtp3g.jpg


آتش گرفت هر چه گناه بود

پری آتش بزن پری مثل

که من پاک از گناهم

ققنوس سرخ چشم

...
برای این دردهای بی درمانم

اشک تو برایم مرهمیست

آوازی بخوان با شعر هایم

با صدای عاشق و مستت

...
تو میروی به اوج می رسی

و مرگ آخر قصه ی ما نیست

تولدی دیگر پاک از گناه

با آوازی خوش تر است

...
افسانه ی افسون من
ققنوس من

متولد شو

سالهاست

که منتظرم



+ نوشته شده در 90/06/08 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |


زودی میام

 
y25m37mut51uey085xy.jpg


سلام به همه دوستای مهربون

یه مدت نتونستم بیام به وبلاگ سر بزنم

۳۰ مرداد هم تولدم هست

اما به خاطر این که مسافرت هستم یه جای دورم  نمیتونم بیام کنارتون

از همتون ممنونم که تنهام نذاشتید

وقتی برگشتم جبران میکنم

s4aseawnumys88anf7.jpg
+ نوشته شده در 90/05/28 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥


خیال دور

7naagmbf73v7ui8zp0i.jpg

فقط خیالم تو را میداند

تو را

می فهمد

چه بی هوا سرم شلوغ است

چه با غصه دلم

ضربان قلب را مینوازد


با تو که باشم

دلم حوس میکند  همیشه بمانی

...

خواب های من شیرین است

یا خیالهای واهی تو را داشتن

میان این همه واژه خواستن

...

فقط خیالم تو باشی

خیالم راحت است

همیشه دلم از دورها برایت دلتنگ است


با این همه خیال و خواب و دلتنگی

تو را دوست دارم

...

روزی من  از این تنهایی

دیگر نمیترسم

عادتم میشود

تنها بمانم

...

چقدر دیر به این دوری

میتوان عادت کرد

چه دشوار است

که تو باشی

من نباشم کنار تو

ومن باشم تو نباشی برای من

چقدر یکدیگر را گم میکنیم



+ نوشته شده در 90/05/17 ساعت توسط ♥ سیده پریسا میرنظامی ♥ |